دو موج نور را تصور کنید که از طریق یک فیبر نوری در جهت های مختلف حرکت می کنند. به دلیل خواص منحصر به فرد مواد فیبر، آنها با سرعت یکسان حرکت نمی کنند.موج سريع تر به تدريج جلو موج آهسته تر مي رودبعد از یک فاصله معین، آنها به موقعیت های اصلی خود تغییر می کنند، بسیار شبیه به دونده هایی که دور یک مسیر را تکمیل می کنند.این "فاصلۀ دور" چیزی است که دانشمندان آن را "طول ضربات قطبی" می نامند.. "
در حالی که این اصطلاح ممکن است فنی به نظر برسد، طول ضربان قطبی در ارتباطات فیبر نوری نقش مهمی دارد." که اسرار مربوط به خواص مواد که بر کیفیت انتقال سیگنال تاثیر می گذارند را فاش می کندامروز ما این مفهوم اساسی را بررسی می کنیم، چه چیزی است، چرا اهمیت دارد و چگونه محققان آن را اندازه گیری می کنند.
برای درک طول ضربان قطبی، ابتدا باید چندین مفهوم کلیدی را درک کنیم:
هنگامی که دو موج قطبی از طریق مواد دوقطبی حرکت می کنند، سرعت های متفاوت آنها باعث افزایش تفاوت فاز می شود. پس از گسترش طول یک ضربه (Lp) ،این تفاوت یک چرخه کامل 2π (360°) را تکمیل می کند.این فاصله توسط:
Lp = λ / Δn
جایی که λ طول موج خلاء است و Δn دو شکاف (تفاوت شاخص شکاف بین محورهای قطبی) است. اساسا،طول ضربان نشان دهنده فاصله مورد نیاز برای امواج قطبی برای تکمیل یک چرخه فاز کامل است.
این پارامتر در چندین دامنه اهمیت دارد:
فیبر های ایده آل سیگنال ها را بدون تحت تاثیر قطبی شدن منتقل می کنند.تحریفطول ضربان کوتاه تر نشان دهنده دو فرقی قوی تر و تغییرات قطبی سریعتر است که کنترل طول ضربان را برای ارتباطات قابل اعتماد ضروری می کند.
مهندسان PMF را با دو فرقی عمدی بالا برای "بستن" حالت قطبی سازی توسعه دادند. در اینجا، طول ضربان به یک معیار عملکرد کلیدی تبدیل می شود. مقادیر کوتاه تر نشان دهنده حفظ قطبی سازی بهتر است.
حساسیت طول ضربه به دمای، فشار و استرس مکانیکی باعث می شود سنسورهای دقیق را به کار ببرد. به عنوان مثال،الیاف پیچیده در اطراف پل ها می توانند سلامت ساختاری را از طریق تغییرات طول ضربان کنترل کنند.
حالت قطبی شدن بر اثرات نطقی نوری تأثیر می گذارد. کنترل طول ضربان اجازه بهینه سازی برای برنامه هایی مانند تبدیل فرکانس یا سوئیچ نوری را می دهد.
محققان چندین روش برای تعیین طول ضربان قطبی استفاده می کنند:
این رویکرد الگوهای تداخل بین امواج قطبی شده را پس از گسترش فیبر تجزیه و تحلیل می کند. فاصله فرنگی به طور مستقیم با طول ضربان ارتباط دارد.
نور پهن باند (به عنوان مثال، از LED ها) تغییرات فازی وابسته به طول موج را در فیبر دوقطعی ایجاد می کند.گذراندن این نور از طریق یک قطبی کننده ویژگی های طیف دوره ای را ایجاد می کند که فاصله آن طول ضربان را از طریق:
Lp = λ1 * λ2 / (n_eff * (λ2 - λ1))
پالس های لیزری فوق سریع در فیبر پراکندگی حالت قطبی (PMD) را تجربه می کنند و تاخیر زمان قابل اندازه گیری بین اجزای قطبی را ایجاد می کنند که طول ضربان را با دقت بالا نشان می دهد.
این تکنیک تغییرات طول را در امتداد کل طول فیبر با تجزیه و تحلیل نور قطبی که به عقب پراکنده شده است، نقشه برداری می کند و امکان استفاده از برنامه های سنجش توزیع شده را فراهم می کند.
این اثر غیر خطی فرکانس نور پراکنده را با استرس مواد مرتبط می کند. با اندازه گیری تغییرات فرکانس، محققان می توانند توزیع استرس و طول ضربات مربوطه را بدون تخریب بدست آورند.
چندین متغیر بر این پارامتر تاثیر می گذارند:
همانطور که شبکه های فیبر تکامل می یابند، تحقیقات طول ضربان بر:
از امکان ارتباطات ترابیت تا حفاظت از زیرساخت های حیاتی، طول ضربان قطبی همچنان سنگ بنای نوآوری فوتونی است.
دو موج نور را تصور کنید که از طریق یک فیبر نوری در جهت های مختلف حرکت می کنند. به دلیل خواص منحصر به فرد مواد فیبر، آنها با سرعت یکسان حرکت نمی کنند.موج سريع تر به تدريج جلو موج آهسته تر مي رودبعد از یک فاصله معین، آنها به موقعیت های اصلی خود تغییر می کنند، بسیار شبیه به دونده هایی که دور یک مسیر را تکمیل می کنند.این "فاصلۀ دور" چیزی است که دانشمندان آن را "طول ضربات قطبی" می نامند.. "
در حالی که این اصطلاح ممکن است فنی به نظر برسد، طول ضربان قطبی در ارتباطات فیبر نوری نقش مهمی دارد." که اسرار مربوط به خواص مواد که بر کیفیت انتقال سیگنال تاثیر می گذارند را فاش می کندامروز ما این مفهوم اساسی را بررسی می کنیم، چه چیزی است، چرا اهمیت دارد و چگونه محققان آن را اندازه گیری می کنند.
برای درک طول ضربان قطبی، ابتدا باید چندین مفهوم کلیدی را درک کنیم:
هنگامی که دو موج قطبی از طریق مواد دوقطبی حرکت می کنند، سرعت های متفاوت آنها باعث افزایش تفاوت فاز می شود. پس از گسترش طول یک ضربه (Lp) ،این تفاوت یک چرخه کامل 2π (360°) را تکمیل می کند.این فاصله توسط:
Lp = λ / Δn
جایی که λ طول موج خلاء است و Δn دو شکاف (تفاوت شاخص شکاف بین محورهای قطبی) است. اساسا،طول ضربان نشان دهنده فاصله مورد نیاز برای امواج قطبی برای تکمیل یک چرخه فاز کامل است.
این پارامتر در چندین دامنه اهمیت دارد:
فیبر های ایده آل سیگنال ها را بدون تحت تاثیر قطبی شدن منتقل می کنند.تحریفطول ضربان کوتاه تر نشان دهنده دو فرقی قوی تر و تغییرات قطبی سریعتر است که کنترل طول ضربان را برای ارتباطات قابل اعتماد ضروری می کند.
مهندسان PMF را با دو فرقی عمدی بالا برای "بستن" حالت قطبی سازی توسعه دادند. در اینجا، طول ضربان به یک معیار عملکرد کلیدی تبدیل می شود. مقادیر کوتاه تر نشان دهنده حفظ قطبی سازی بهتر است.
حساسیت طول ضربه به دمای، فشار و استرس مکانیکی باعث می شود سنسورهای دقیق را به کار ببرد. به عنوان مثال،الیاف پیچیده در اطراف پل ها می توانند سلامت ساختاری را از طریق تغییرات طول ضربان کنترل کنند.
حالت قطبی شدن بر اثرات نطقی نوری تأثیر می گذارد. کنترل طول ضربان اجازه بهینه سازی برای برنامه هایی مانند تبدیل فرکانس یا سوئیچ نوری را می دهد.
محققان چندین روش برای تعیین طول ضربان قطبی استفاده می کنند:
این رویکرد الگوهای تداخل بین امواج قطبی شده را پس از گسترش فیبر تجزیه و تحلیل می کند. فاصله فرنگی به طور مستقیم با طول ضربان ارتباط دارد.
نور پهن باند (به عنوان مثال، از LED ها) تغییرات فازی وابسته به طول موج را در فیبر دوقطعی ایجاد می کند.گذراندن این نور از طریق یک قطبی کننده ویژگی های طیف دوره ای را ایجاد می کند که فاصله آن طول ضربان را از طریق:
Lp = λ1 * λ2 / (n_eff * (λ2 - λ1))
پالس های لیزری فوق سریع در فیبر پراکندگی حالت قطبی (PMD) را تجربه می کنند و تاخیر زمان قابل اندازه گیری بین اجزای قطبی را ایجاد می کنند که طول ضربان را با دقت بالا نشان می دهد.
این تکنیک تغییرات طول را در امتداد کل طول فیبر با تجزیه و تحلیل نور قطبی که به عقب پراکنده شده است، نقشه برداری می کند و امکان استفاده از برنامه های سنجش توزیع شده را فراهم می کند.
این اثر غیر خطی فرکانس نور پراکنده را با استرس مواد مرتبط می کند. با اندازه گیری تغییرات فرکانس، محققان می توانند توزیع استرس و طول ضربات مربوطه را بدون تخریب بدست آورند.
چندین متغیر بر این پارامتر تاثیر می گذارند:
همانطور که شبکه های فیبر تکامل می یابند، تحقیقات طول ضربان بر:
از امکان ارتباطات ترابیت تا حفاظت از زیرساخت های حیاتی، طول ضربان قطبی همچنان سنگ بنای نوآوری فوتونی است.